Archive for آوریل, 2008
احترام به فرهنگهای دیگر ملل (هفت سین باستانی در کاخ سفید)
داشتم تو وب گشت و گذار می کردم که چشمم به این عکس افتاد. قضاوت در این مورد با شما..
Add comment آوریل 15, 2008
داستانی از چخوف
همين چند روز پيش، «يوليا واسيلي اِونا » پرستار بچههايم را به اتاقم دعوت كردم تا با او تسويه حساب كنم .
به او گفتم: بنشينيد«يوليا واسيلي اِونا»! ميدانم كه دست و بالتان خالي است امّا رودربايستي داريد و آن را به زبان نميآوريد. ببينيد، ما توافق كرديم كه ماهي سيروبل به شما بدهم اين طور نيست؟
- چهل روبل .
-نه من يادداشت كردهام، من هميشه به پرستار بچههايم سي روبل ميدهم. حالا به من توجه كنيد.
شما دو ماه براي من كار كرديد.
-دو ماه و پنج روز
-دقيقاً دو ماه، من يادداشت كردهام. كه ميشود شصت روبل. البته بايد نُه تا يكشنبه از آن كسر كرد. همان طور كه ميدانيد يكشنبهها مواظب «كوليا» نبوديد و براي قدم زدن بيرون ميرفتيد.
سه تعطيلي . . . «يوليا واسيلي اونا» از خجالت سرخ شده بود و داشت با چينهاي لباسش بازي ميكرد ولي صدايش درنميآمد.
-سه تعطيلي، پس ما دوازده روبل را ميگذاريم كنار. «كوليا» چهار روز مريض بود آن روزها از او مراقبت نكرديد و فقط مواظب «وانيا» بوديد فقط «وانيا» و ديگر اين كه سه روز هم شما دندان درد داشتيد و همسرم به شما اجازه داد بعد از شام دور از بچهها باشيد.دوازده و هفت ميشود نوزده. تفريق كنيد. آن مرخصيها ؛ آهان، چهل و يك روبل، درسته؟
چشم چپ «يوليا واسيلي اِونا» قرمز و پر از اشك شده بود. چانهاش ميلرزيد. شروع كرد به سرفه كردنهاي عصبي. دماغش را پاك كرد و چيزي نگفت.
-و بعد، نزديك سال نو شما يك فنجان و نعلبكي شكستيد. دو روبل كسر كنيد .فنجان قديميتر از اين حرفها بود، ارثيه بود، امّا كاري به اين موضوع نداريم. قرار است به همه حسابها رسيدگي كنيم.
موارد ديگر: بخاطر بيمبالاتي شما «كوليا » از يك درخت بالا رفت و كتش را پاره كرد. 10 تا كسر كنيد. همچنين بيتوجهيتان باعث شد كه كلفت خانه با كفشهاي «وانيا » فرار كند شما ميبايست چشمهايتان را خوب باز ميكرديد. براي اين كار مواجب خوبي ميگيريد.پس پنج تا ديگر كم ميكنيم.در دهم ژانويه 10 روبل از من گرفتيد.
« يوليا واسيلي اِونا» نجواكنان گفت: من نگرفتم.
-امّا من يادداشت كردهام .
-خيلي خوب شما، شايد …
-از چهل ويك بيست و هفت تا برداريم، چهارده تا باقي ميماند.
چشمهايش پر از اشك شده بود و بيني ظريف و زيبايش از عرق ميدرخشيد. طفلك بيچاره !
-من فقط مقدار كمي گرفتم .
در حالي كه صدايش ميلرزيد ادامه داد: من تنها سه روبل از همسرتان پول گرفتم . . . ! نه بيشتر.
- ديدي حالا چطور شد؟ من اصلاً آن را از قلم انداخته بودم. سه تا از چهارده تا به كنار، ميكنه به عبارتي يازده تا، اين هم پول شما سهتا، سهتا، سهتا . . . يكي و يكي.
يازده روبل به او دادم با انگشتان لرزان آنرا گرفت و توي جيبش ريخت .
به آهستگي گفت: متشكّرم!جا خوردم، در حالي كه سخت عصباني شده بودم شروع كردم به قدم زدن در طول و عرض اتاق.
-پرسيدم: چرا گفتي متشكرم؟
-به خاطر پول.
-يعني تو متوجه نشدي دارم سرت كلاه ميگذارم؟ دارم پولت را ميخورم؟ تنها چيزي ميتواني بگويي اين است كه متشكّرم؟
-در جاهاي ديگر همين مقدار هم ندادند.
-آنها به شما چيزي ندادند! خيلي خوب، تعجب هم ندارد. من داشتم به شما حقه ميزدم، يك حقهي كثيف حالا من به شما هشتاد روبل ميدهم. همشان اين جا توي پاكت براي شما مرتب چيده شده.
ممکن است كسي اين قدر نادان باشد؟ چرا اعتراض نكرديد؟ چرا صدايتان در نيامد؟ممكن است كسي توي دنيا اين قدر ضعيف باشد؟
لبخند تلخي به من زد كه يعني بله، ممكن است.
بخاطر بازي بيرحمانهاي كه با او كردم عذر خواستم و هشتاد روبلي را كه برايش خيلي غيرمنتظره بود پرداختم.
براي بار دوّم چند مرتبه مثل هميشه با ترس، گفت: متشكرم!
پس از رفتنش مبهوت ماندم و با خود فكر كردم در چنين دنيايي چقدر راحت ميشود زورگو بود.
منبع: کتابخوار
1 comment آوریل 13, 2008
رتبه مردم ایران در بین مردم سایر کشورهای جهان
آسوشيتدپرس به نقل از يك مركز معتبر مطالعاتي در سويیس گزارش داده است كه اتباع ايراني – پس از اتباع افغانستان – در زمينه بدست آوردن اجازه سفر به ديگر كشورهاي جهان بي اعتبارترين ملت جهان شناخته مي شوند. طبق اين گزارش مردم كشورهاي فنلاند – دانمارك و آمريكا با داشتن اجازه سفر بدون ويزا به 130 كشور جهان معتبرترين و اتباع ايران با داشتن اجازه سفر بدون نياز به ويزا به 14كشور دنيا بي اعتبارترين اتباع يك كشور در جهان محسوب مي شوند . در ميان 195 كشور مورد مطالعه ايرانيان رتبه 194 را بدست آورده اند و به اين ترتيب بعد از اتباع افغانستان در قعر جدول اعتبار جهاني جاي گرفته اند . جالب اينجاست كه طبق اين ليست اتباع كشورهاي قحطي زده اي مانند بوركينافاسو – اتيوپي – سومالي و جيبوتي در جهان به مراتب معتبرتر از مردم ايران هستند . اين خبر متعلق به آخرين نتايج تحقيقاتي موسسه هنلي اند پارتنرز در سال گذشته بوده و ظاهراً در ايران انعكاسي نداشته است.
منبع: ویکی پدیا
Add comment آوریل 12, 2008
هفت راز فیزیک
عليرغم پيشرفتهاي بسيار چشمگيري كه در فهم جهان فيزيكي نصيب علم جديد شده است ، شمار رازهاي ناشناختهاي كه دانشمندان براي كشف آنها در تلاشند از حد و اندازه افزون است .
راز اول :
چه عاملي كيهان را به تكاپو وا ميدارد؟
علم جديد تا براي اين پرسش ، پاسخ خرسند كنندهاي بدست نياورد نميتواند به كشف راز بسياري ديگر از پديدههاي جالب توجه اهتمام ورزد. براي درك اموري نظير منشأ كيهان ، سرنوشت نهايي سياهچالهها ، امكان سفر در زمان ، ميبايد نخست براي اين پرسش كه كيهان چگونه عمل ميكند ، پاسخ درخوري يافت شود. فيزيك قرن بيستم بر مبناي دو نظريه بنيادين يعني نظريه نسبيت انيشتين و نظريه مكانيك كوانتومي بنياد شد. در قرن بيست و يكم دانشمندان با بهرهگيري از اين دو نظريه توفيق يافتهاندكه شناخت خوبي از بسياري از ذرات بنيادي به دست آورند اما اين دو نظريه ظاهراً در بن و اساس با يكديگر ناسازگارند و تصويرهاي متعارضي از واقعيت نهايي ارائه ميدهند. حال آنكه علي الفرض واقعيت ميبايد واحد باشد . تلاش براي وحدت بخشيدن به اين دو نظريه ظاهراً متعارض، بسياري از برجستهترين دانشمندان را به خود مشغول داشته است. مشكل اساسي در اين است كه نيروي جاذبه كه نظريه نسبيت درباره آن سخن ميگويد ، كل ساختار زمان ـ مكان و بنابراين تمامي كيهان را در بر گرفته ، در حالي كه نظريه مكانيك كوانتومي درباره سه نيروي بنيادي ديگري سخن ميگويد كه درون اين ساختار جاي دارد. به اين ترتيب كاربرد نظريه كوانتومي درمورد نيروي جاذبه نظير استفاده از جزء براي فهم كل، با مشكلاتي جدي همراه است.
راز دوم :
كيهان از چه چيز ساخته شده است؟
رصدهايي كه به وسيله اخترشناسان صورت ميگيرد اين نكته را مشخص ساخته كه به ازاي هر يك گرم از مادهاي كه سيارات و ستارگان و كهكشانها را بوجود آورده، چند گرم از مادهاي وجود دارد كه ماهيت آن ناشناخته است وجود اين ماده بر اساس نوع رفتاري كه اجرام كيهاني از خود آشكار ميسازند حدس زده ميشود . براساس قوانين فيزيك اگر آتشگرداني را با سرعت به چرخش درآوريم با سرعت در هوا به پرواز درخواهدآمد. در مورد ستارگاني كه در حاشيه كهكشانها به دور مركز در گردشند نيز دقيقاً همين وضع برقرار است . نخ يا رشتهاي كه اين ستارگان را پايبند نگه ميدارد همان نيروي جاذبه است. اما محاسبات نشان ميدهد كه نيروي جاذبه حاصل از ماده فيزيكي قابل رؤيت موجود در كهكشانها براي نگهداري ستارگاني كه با جرم عظيم و سرعت زياد در حاشيه آنها در حال گردشند كافي نيست. براي نگهداري اين ستارگان به صورت ديوان پاي در زنجير، به طناب يا رشته مستحكمتري نياز است و از همينجا دانشمندان نتيجه گرفتهاند كه در درون هر كهكشان ميبايد ذخاير عظيمي از نوعي ماده ناديدني وجود داشته باشد كه نيروي جاذبه لازم براي جلوگيري از گريز ستارگان را فراهم ميآورد. استدلال مشابهي دلالت ميكند بر اينكه از اين نوع ماده ناديدني ميبايد در فضاي ما بين كهكشانها نيز موجود باشد و حركات كهكشانها را نسبت به يكديگر تنظيم كند.
راز سوم :
آيا فرضيه نيروي ضد جاذبه كه انيشتين پيشنهاد كرد نادرست بود ؟
انيشتين زماني براي برقراري نوعي تعديل در فرضيهاي كه درباره وضع و حال كيهان پيشنهاد كرده بود، به وجود نوعي نيروي ضد جاذبه قائل شد اما اندكي بعد اين فرضيه را پس گرفت و از آن با عنوان «بزرگترين خبط علمي خود» ياد كرد. اما تحقيقات جديد نشان ميدهد كه احياناً وجود چنين نيرويي چندان دور از واقعيت نيست. عبارتي كه انيشتين در معادلات مربوط به فرضيه نسبيت عام خود وارد ساخت، از خاصيت نيروي دافعه برخوردار است و موجب ميشود كيهان دچار انبساط شود . انيشتين كه معتقد بود كيهان درحال ثبات قرار دارد ناگزير شد اين عبارت را اضافه كند تا اثر نيروهاي انقباضي در معادلات خود ( ناشي از وجود جرمهاي عظيم در كيهان ) را خنثي سازد.
راز چهارم :
چرا ما در عالمي سه بعدي زيست ميكنيم؟
فيزيكدانان براين باورند كه ظهور عالمي كه ما در آن جاي داريم به دنبال وقوع مه بانگ (انفجار) اوليه امري كاملا تصادفي بوده واحياناً كيهان هايي ديگري نيز وجود دارند كه شماره ابعاد آنها متفاوت است. صد سال قبل نويسنده اي به نام ادوين ابوت كتابي منتشر كردبا عنوان « سرزمين مسطح » كه در آن عالمي دو بعدي مورد بحث قرار گرفته بود. قوانين علمي يك جهان دو بعدي احياناً با قوانين جهان سه بعدي ما تفاوت بسيار دارند به عنوان مثال امواج در يك جهان دوبعدي به سهولت جهان سه بعدي سير نمي كنند و بنابراين انواع واقسام دشواريها در خصوص برقراري ارتباط وانتقال پيامها پديد مي آيد واز آنجا كه ظهور حيات خودآگاه متكي به انتقال نخواهد شد . از سوي ديگر زندگي در عوالمي كه بيش از سه بعد دارند نيز با دشواريهاي خاص خود روبروست .
راز پنجم :
آيا سفر در زمان امكانپذير است؟
براساس نظريه نسبيت انيشتين امكان سفر در زمان خواه به آينده وخواه به گذشته وجود در عين حال به بروز بسياري از پاردوكس ها منجر مي شود از اين رو برخي از فيزيكدانان مدعي اند كه برخي از موانع عملي مانع از انجام چنين سفري مي شود (براي تفصيل مطلب به مجموعه مقالات ساينتيفيك امريكن در مورد مفهوم زمان رجوع شود.)
راز ششم :
آيا ما در يك صافي كيهاني زندگي ميكنيم ؟ هر چند مفهوم سياهچاله ها امروزه براي همگان آشناست اما اين اجرام عظيم كيهاني هنوز حيله وشگفتيهاي زيادي در آستين دارند ، سياهچاله ها ستاره هاي بزرگي هستند كه انرژي هسته اي خود را به پايان رسانده اند وهمه را در اثر تشعشع از دست دادهاند در اين حال هسته عظيم وچگال ستاره تحت تأثير نيروي جاذبه غول آساي آن در كسري از ثانيه به درون خود ريزش مي كند اگر شكل هندسي هسته دقيقاً كروي باشد ، به واسطه اثر تقارن همه ماده موجود در مركز كره مجتمع مي شود و به اين ترتيب شدت ميدان جاذبه تا حد بسيار بسيار زيادي افزايش مي يابد. از آنجا كه جاذبه تأثير خود را به صورت تغيير شكل زمان – مكان آشكار مي سازد (نظير يك گوي سنگين كه بر روي بالش قرار داده شود شكل آن را تغيير ميدهد) وجود يك ميدان جاذبه عظيم ومتمركز در يك نقطه هندسه زمان – مكان اطراف اين نقطه را دستخوش تغييرات اساسي مي سازد وحفره اي به وجود مي آورد كه همه چيز را به سمت خود ميكشد.
راز هفتم :
پديدار آگاهي از كجا وچگونه پديد آمده است ؟ پرسش بي پاسخ ديگري كه ذهن فيزيكدانان را به خود مشغول داشته اين است كه چرا برخي از جريانهاي الكتريكي نظير آنها كه در مغز وسلسله اعصاب جريان دارد با خود احساس وآگاهي به همراه مي آورد در حالي كه برخي ديگر از جريانهاي الكتريكي نظير آنها كه در شبكه هاي سراسري برق سير مي كنند ظاهراً چنين آثاري با خود به همراه نمي آورند. مساله را به صورت معكوس نيز مي توان مطرح كرد چگونه است كه آگاهي واحساسات كه احياناً مادي نيستند مي توانند الكترونها ويونها را در مدارهاي مغز به حركت در آورند و موجب بروز پديدارهاي فيزيكي شوند سوال ديگري كه مي توان مطرح كرد اين است كه آيا اساساً اين قبيل پرسشها معنا دار هستند؟ واگر چنين است آيا پاسخگويي به آنها وظيفه فيزيكدانان است؟ برخي از فيزيكدانان معتقدند كه اگر فيزيك يك رشته فراگير است واگر علم نهايتاً قابل تحويل به امور فيزيكي است در آن صورت فيزيكدانان بايد به اينگونه پرسشها نيز بپردازند گاهي اوقات گفته مي شود كه حيات در لابلاي قوانين فيزيكي مندرج است. البته هر چند اين نكته درست است كه اگر قوانين فيزيكي اندكي متفاوت مي بودند حيات شكل نميگرفت و اما اگر اصلي تحت عنوان « اصل حيات» وجود داشته باشد نمي توان رد آن را در قوانين فيزيكي به دست آورد . براي دستيابي به اين اصل بايد به سراغ نظريه هاي رياضي نظير نظريه مربوط به سيستمهاي بسيار پيچيده يا نظريه هاي اطلاعات رفت هر چه باشد هر سلول زنده به يك معنا عبارت است از سيستمهاي بسيار پيچيده اي كه فعاليت اصليش پردازش اطلاعات و باز توليد است.
منبع: پی سی ورد
Add comment آوریل 12, 2008
تداخل رویاها
چرا انسان ها خواب مي بينند، تعابير خواب ها چيست، چه رازهايي در آنها نهفته است و … ا.
علاقه به خواب و رويا پيشينه اي به قدمت تاريخ بشريت دارد. يکي از کتاب هاي آسماني مانند “قرآن” و “انجيل” سرشار از داستان هاي مختلف در مورد خواب و رويا مي باشد که شامل اولين روياها که تقريبا 1900 سال قبل از ميلاد مسيح به وقوع پيوستند نيز مي باشد. مردم يونان، روم و بابل به خواب و رويا اعتقاد محکمي داشتند به ويژه در شب هاي جنگ. آنها تصور مي کردند که خدا از طريق رويا به آنها راه پيروزي را نشان مي دهد. امروزه اعتقاد به خواب و رويا و تفسير آن مانند گذشته عميق نميباشد. در آغاز قرن 20 زيگموند فروي خواب را به اين صورت تعريف کرد: “راهي ملکوتي به ضمير ناخودآگاه.” او تصور خود را از رويا نشات گرفته از احساسات سرکوب شده فرد به ويژه اميال جنسي مي دانست. امروزه بر اين باورند که تعبير فرويد اندکي ساده انگارانه بوده. اما به راستي ما براي چه خواب مي بينيم؟
خواب هايي که مي بينيم معمولا نوعي واکنش نسبت به افکار، فعاليتها و احساساتي هستند که در طول روز داشتيم. آنها بازتاب افکاري هستند که براي يکي دو روز گذشته در ذهن ما خطور مي کردند. روياها ظاهرا يکي از بخش هاي جدا نشدني موجوديت ما هستند. چندي پيش آزمايشي انجام شد که در طي آن به افراد بالغ داروهايي داده ميشد که اجازه حرکت سريع مردمک چشم در خواب (REM) را از آنها مي گرفت. زماني که چشم چنين حرکتي دارد، فرد مورد نظر خواب مي بيند. حذف توانايي خواب ديدن تضادهاي اخلاقي شديدي را در افراد تحت آزمايش ايجاد کرد. آنها به شدت مضطرب و خشن شده بودند و نمي توانستند به راحتي بر روي مطلبي تمرکز کنند. در اين آزمايش همچنين ثابت شد که هر چه فردي جوانتر باشد رويا براي حفظ سلامت او نقش محوري تري را بازي مي کند.
مطالعه و تحقيق دانشمندان در زمينه خواب و رويا به يکسري نتايج جهان شمول ختم شده. اول اينکه تمام افراد حتي آنهايي که اين امر را انکار مي کنند خواب مي بينند. خواب ديدن به اندازه نفس کشيدن يک امري بديهي است. کودکان خيلي بيشتر از بزرگترها خواب مي بينند. نوزادان در حدود 70% از خواب خود را در حال ديدن روياهاي متعدد هستند. در مقايسه، بزرگسالان تنها در 25% از خواب خود رويا مي بينند. در برخي موارد ثابت شده است که حيوانات نيز خواب مي بينند.
تحقيقات نشان مي دهد که خواب هر فردي داراي 2 مرحله مختلف مي باشد. در ابتدا افراد به خواب سبک فرو مي روند. از آن به بعد به طور تدريجي وارد مراحل بعدي شده تا به مرحله اي مي رسيم که به عنوان IV شناخته مي شود. اين مرحله يک قدم پيش تر از مرحله خواب سنگين (REM) است. در اين مرحله با وجود اينکه چشم ها بسته هستند اما مردمک با حرکات تندي همراه مي باشد. درست مثل اين است که چشم ها در حال نگاه کردن به فيلمي هستند که بر روي پرده بسته پلک ها در حال نمايش است. در طول اين مرحله مغز همانطور که در بيداري فعاليت مي کند از خود واکنش نشان مي دهد. و در اين زمان است که عمل خواب ديدن اتفاق مي افتد.
تقريبا در حدود 90 دقيقه زمان لازم است تا فرد به خواب عميق فرو رود. زماني که مرحله REM سپري شد مجددا اين فرايند تکرار مي شود. در چرخه اول اين مرحله چيزي در حدود 5 دقيقه است. اين ميزان در طول چرخه افزايش پيدا مي کند و در آخرين مرحله ممکن است تا حدود 50 دقيقه نيز به طول انجامد. بنابراين در يک شب فرد به طور نرمال در طول 20 تا 90 دقيقه خواب مي بيند.
امواج مغزي انسان در حالت خواب با حالت بيداري متفاوت است. وقتي انسان خواب است امواج مغزي او شکل خاصي مي گيرند و به همين دليل انسان خوابيده فقط آن امواج را مي شناسد و به آن امواج واکنش نشان مي دهد.بر اساس همين اصل آزموني را بين 30شرکت کننده به مدت 3 ماه ترتيب دادم .
از اين تعداد شرکت کننده 10 نفر زن و شوهر 10نفر دوقلو و 10 نفر اتاقي انتخاب شدند، از تمامي شرکت کنندگان خواسته شده بود تا تمام روياهايي را که در طول شب ميبينند يادداشت کنند ، نتايج اين آزمون را در زير مي خوانيد:
با بررسي خوابهاي نوشته شده توسط افراد و مقايسه آن با فردي که در کنارش آرميده اين نکته دريافت شد که امواجي که در هنگام ديدن روياي آشفته هستيم بسيار قويتر از انواع ديگر امواج صاطع شده از مغز مي باشد بطوري که از هر 10 مورد روياي آشفته 9مورد تشابه رويابراي زوجها ، 6 مورد براي دوقلوها و 4مورد براي هم اتاقي ها وجود داشت .
نتايج اين آزمون براي روياهايي که به نوعي عادي تلقي ميشوند نيز بدين صورت است:
از هر 10مورد رويا 5 مورد تشابه براي زوجها ، 3 مورد براي دوقلوها و تنها 1مورد تشابه براي دسته ديگر وجود داشت .
در مرحله دوم اين تست از افراد خواسته شد که در هنگام خواب در اتاقهاي جداگانه بخواب روند که بر اساس مطالعات به عمل آمده در خصوص يادداشتهاي افراد اين نتايج حاصل شد :
از هر 10 روياي آشفته براي زوجها 4 مورد تشابه ، 5مورد تشابه براي دوقلوها و هيچ مورد تشابهي براي هم اتاقيها يافت نشد .
در کل با کنار هم گذاشتن نتايج اين آزمون چيزي که قابل توجه به نظر مي آيد ميزان نزديکي افراد و تشابه روياها يي که در طول شب ميبينند است . همانطور که افراد از خلق و خو ي هم تاثير ميگيرند از خوابها و روياهاي هم نيز تاثير ميگيرند.
همچنین سن شرکت کننده ها رابطه مستقیمی با نتایج بدست آمده داشته است بطوری که بیشترین تشابه در افرادی با سن بین25تا 30 بوده است.
1 comment آوریل 5, 2008



